دوستی هیچ کس صافی نگردد تا دوستی از مشوب کدورت نگاه دارد . و این چنین دوست خالص کجا یابم ؟         

دوستی های این روزگار چون بازرگانی شده است : آن وقت بر دوستی شوند که حاجتی پدید آید و مراعات این دوست فرو گذارند ، چون بی نیازی پدید آید .  

ای برادران حقیقت ، خویشتن همچنان فراگیرید که خارپشت باطن های خویشتن را به صحرا آورد و ظاهرهای خود پنهان کند . که به خدای که باطن شما آشکار است و ظاهر شما پوشیده  .

ای برادران حقیقت ، همچنان از پوست برون آیید که مار بیرون آید و همچنان روید که مور رود . که آواز پای شما کس نشنود . 

 بر مثال کژدم باشید که پیوسته سلاح شما پس پشت شما بود . که شیطان از پس برآید  .    

زهر خورید تا خوش زیید . مرگ رادوست دارید تا زنده مانید .

پیوسته می پرید و هیچ آشیانه معین مگیرید ، که همه مرغان را از آشیانه ها گیرند . و اگر بال ندارید که بپرید ، به زمین خیزیدچندان که جای بدل کنید .  

همچون شتر مرغ باشید که سنگهای گرم کرده فرو برد . و چون کرکس باشید که استخوان های سخت فرو خورد و همچون سمندر باشید که پیوسته میان آتش باشد ، تا فردا آتش به شما گزندی نکند .  

همچون شب پره باشید که به روز بیرون نیاید ، تا از دست خصمان ایمن باشید . 

ای برادران حقیقت ، هیچ شگفت نبود اگر فریشته فاحشه نکند و بهیمه کار زشت کند ، که فریشته آلت فساد ندارد و بهیمه آلت عقل ندارد . بل که شگفت کار آدمی است که فرمانبر شهوت شود و خویش را سخره ی شهوت کند ، با نور عقل . و به عزت بار خدای ، آن آدمی که به وقت حمله ی شهوت قدم استوار دارد از فرشته افزون است و باز ، کسی که منقاد شهوت بود از بهیمه بس بتر است .  

هیچ امن ورای احتیاط نیست و هیچ حصن استوارتر از بدگمانی . و ماندن بسیار عمر ضایع کردن است و دشمنان بر اثر ما همیآیند و خبرها همی پرسند .  

بند از پای شما همان گشاید که بسته است . 

هر چیزی که هست عاقبت با شکل اول رود .

چون مذهب و اعتقاد پاک است مرا / از طعنه نااهل چه باک است مرا ؟ . 

هر سخن به هرجای گفتن خطاست و هر سخن از هر کس پرسیدن هم خطاست .

هر بیگانه ای که بدانست که دل او بینا نیست ، تواند بود که بینا شود .